تبليغاتX
تا به تا - شعری از شاملو
به تو دست می سایم وجهان را در می یابم

به تو می اندیشم و زمان را لمس می کنم

معلق و بی انتها

می وزم می بارم می تابم

آسمانم ستارگان و زمین و گندم عطر آگینی که دانه می بندد

رقصان

در جان سبز خویش

از تو عبور می کنم

چنان که تندری از شب

میدرخشم و فرو می ریزم

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهر آسا در پنجشنبه دوم شهریور 1385 و ساعت 17:22 |