تبليغاتX
تا به تا
آلبرشت دورر در خانواده ای با درامد اندک و با تعداد زیاد فرزند به دنیا آمد.

او و برادرش آلبرت هر دو به نقاشی علاقه داشتند.

به دلیل فقر مالی فقط یکی از آنها می توانست به آرزوی خود برسد و نقاشی را دنبال کند.

بر سر انتخاب آن فرد قرعه کشیدند و قرعه بهنام آلبرشت افتاد.

آلبرشت رفت تا نقاشی یاد بگیرد و آلبرت به معدن سنگ رفت تا کار کند و از او حمایت کند.

بعد از ۴ سال آلبرشت برگشت در حالی که نقاش ماهر و پر درامدی شده بود.

او به برادرش گفت حالا نوبت توست که به آکادمی بروی و درس بخوانی.

آلبرت در حالی که اشک می ریخت دستهایش را نشان داد وگفت:

در این چند سال کار در معدن انگشتانم بارها شکستند ودستهای من از بین رفتند دیگر نمیتو انم قلممو به دست بگیرم.

آلبرشت از دستان لاغر و پینه بسته برادرش تابلویی کشید در این اثر برجسته دستها بهم چسبیده و رو به آسمان اند.

آلبرشت دورر با این اثر شکوهمند یاد آوری می کند :

به خاطر داشته باشیم رویا هایمان با حمایت و فداکاری دیگران به واقعیت رسیده است.

 

 

 

 با تشکر از همسر بسیار عزیزم که در ادامه تحصیل مشوق و پشتیبان من است.

+ نوشته شده توسط مهر آسا در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 و ساعت 7:59 |

مرا چون بيد آوردم به جاي عود مي بخشی

 

اگر قابل نبودم، مي روم،بدرود، مي بخشی!

 

تمام رازهايم را برايت باز خواهم گفت؛

 

اگر بود  اندكي غمناك و بغض آلود، مي بخشی.

 

مرا با يك غزل آتش زدي رفتي ٬ ازآن لحظه

 

همين خاكسترم مانده و مشتي دود٬ مي بخشی!

 

طلسم ناز را بشكن نيازم را تماشا كن

 

تو را آزرده ام، مي دانم اما زود مي بخشی.

 

صدايت لفظ باران را ترنم مي كند،آری

 

به هر دل كه بباری، نغمه ی داوود می بخشی.

 

« الا ياايهاالساقي  ادركاسا ْ و ناولها»

 

شراب عشق نابت را چه نامحدود مي بخشی

 

فراق تو، مرا پژمرده و مخمورو پژمان كرد.

 

دلم را هديه مي دارم٬ اگر فرسود مي بخشی!!

 

تو را من دوست مي دارم و مي دا نم كه مي داني

 

سرودم تحفه ي سبزی،‌هر آنچه بود،مي بخشی.

 

 

+ نوشته شده توسط مهر آسا در سه شنبه سی ام خرداد 1385 و ساعت 13:7 |
از بالای پنجره چشمش به پسر کوچک افتاد .پسرک  ماشین نوی قرمز رنگی رو نگاه میکرد.

ماشین مال او بود. پایین رفت به پسر نزدیک شد وگفت قشنگه نه؟

پسر پرسید : مال شماست؟

اره برادرم بهم هدیه داده. پسرک چیزی نگفت.

پسر جوان توی دلش گفت حتما" دلش میخواد برادری مثل برادر من داشته باشه.

بعد پرسید : میخوای سوار شی یه دوری بزنیم.

پسر قبول کرد فقط گفت میشه بریم تا در خونه ما ؟

البته . فکر کرد بچه است دیگه میخواد تو محله شون پز بده.

به محل زندگی پسر رسیدن پسر گفت: میشه دم در خونه ما نگه داری برادر منم سوار بشه؟

بله اشکالی نداره.

با خودش گفت میخواد دوستی با من رو به رخ برادرش بکشه.

چند لحظه بعد پسر آمد در حالی که پسر بچه کوچکی ر و سوار بر ویلچیر میآورد وقتی به ماشین رسیدن گفت : ای کاش من هم چنین برادری باشم که یه روز برات چنین ماشینی بخرم تو بتونی به همه جا بری و همه جا رو ببینی.

مرد کمک کرد تا دو برادر کوچک سوار ماشین قرمز بشن. 


      منبع:                         کتاب  سوپ جوجه برای روح

                                       گرد آوری ونوشته : مارک ویکتور هنسن  جک کنفیلد

                                        ترجمه :راستکار محمود زاده             

+ نوشته شده توسط مهر آسا در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 23:16 |
من تقریبا" هر شب ساعت ۱۲   ۱   میخوابم صبح ۵  ۵.۵   بیدار می شم .

اما نمی دونم چه رازی یه این چند شب که دارم کنفرانسم رو آماده می کنم ۹ خوابم می گیره ۱۰ می خوابم ۶ بیدار می شم.

الان هم خوابم گرفته اما به وب سر زدم سرحال شدم.

در ضمن از ترس دماغ سوختگی ! می خوام بیدار بشینم.

 

+ نوشته شده توسط مهر آسا در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 21:17 |
گزینش موضوع

مرحله گزینش موضوع بسیار حساس است.

چرا؟چون موضوع گزینی هم آسان است هم دشوار

۱. آسان: هر رویداد و هر پدیده و هر مفهوم قابلیت موضوع شدن دارد.

۲. سخت: گزینش موضوع باید آگاهانه وبا اطمینان صورت گیرد.

شرایط لازم برای انتخاب موضوع:

۱.موضوع حا یز اهمیت و شایسته بررسی و مطالعه باشد.

۲.طرح مطلب به گونه ای باشد که مخاطبان خود را در عرصه آگاهی گامی به پیش ببرد.

۳.گشاینده بحثی نو باشد.

۴.دارای هدفی جدی وقابل اعتنا باشد.

برای انتخاب موضوع فنونی قابل استفاده است:

۱. استفاده از دانش تخصصی

۲. استفاده از منابع

۳.مشورت با اهل نظر

نکات مهم:

۱. محدودیت زمان

۲. محدودیت منابع

۳.محدودیت حجم نوشته

در گزارش نویس باید از متنی که مینویسیم وزمانی که که برای آن لازم داریم و منابعی که بهر حال باید به دست بیاوریم طرحی در ذهن داشته باشیم ومحدودیت هایی را در نظر بگیریم.

+ نوشته شده توسط مهر آسا در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 9:42 |
          گزارش

معنی:اسم مصدر گزاردن       شرح دادن یک رویداد        اطلاع دادن       تفسیر  ...

        to report                     گزارش دادن                   اطلاع دادن

یک بیانیه رسمی از نتایج تحقیق یا هر بررسی که برای تهیه آن اطلاعات معینی مورد نیاز است و توسط فرد یا افرادی دستور تهیه آن داده می شود و به وسیله فرد یا افرادی تهیه میگردد.

      اجزای ضروری گزارش:

۱. موضوع(مسئله)

۲.نویسنده(فرد یا افراد)

۳.خواننده(تفسیرکننده)

۴.ساخت(بیانیه رسمی)

۵. هدف(ایجاد ارتباط از طریق نتایج یا اطلاعات معین)

+ نوشته شده توسط مهر آسا در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 9:18 |
+ نوشته شده توسط مهر آسا در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 9:1 |
کلی مطلب نوشتم disconnect شدم همش پرید.

تا حالا چند باراین اتفاق برای شما افتاده؟

+ نوشته شده توسط مهر آسا در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 7:57 |
زندگی ازلی است و عشق ابدی

ومرگ فقط افق است

وافق چیزی جز محدودیت دید ما نیست.

+ نوشته شده توسط مهر آسا در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 و ساعت 23:59 |
۱.در مصاحبه پژوهشی مصاحبه کننده سوالات مصاحبه را که همانند پرسشنامه طرح میشود میخواند.در مصاحبه رادیویی  با توجه به پاسخ مصاحبه شونده بنا به مصالح برنامه ممکن است تغییر کند.

۲.در مصاحبه پژوهشی به بیش از یک مصاحبه گر نیاز است مگر در مقیاس کوچک.

۳.در مصاحبه پژوهشی میزان بازگشت جواب زیاد است در مصاحبه رادیویی ممکن است خیلی افراد به دلایلی مثل شناسایی شدن در مصاحبه شرکت نکنند.

۴.در مصاحبه پژوهشی ثبت رفتارهای مصاحبه شونده باارزش است چون تحلیل میشود در مصاحبه رادیویی نیازی به تحلیل نیست.

۵. رفتار مصاحبه کننده در مصاحبه پژوهشی مهم است ومصاحبه کننده در مورد آن دقت می کند در مصاحبه رادیویی ممکن است واسطه وجود داشته باشد.

۶.در مصاحبه رادیویی تصوری از جواب برای رسیدن به هدف برنامه درنظز است.

۷. مصاحبه رادیویی ممکن است به صورت اطلاعاتی آموزشی باشد.

۸.مصاحبه رادیویی نیازی به نتیجه گیری و مقایسه ندارد.

۹. زمان مصاحبه پژوهشی طولانی تر است گاه تا ۴ ساعت بوده امروزه تا ۹۰ دقیقه را هم مناسب میدانند.

۱۰.مصاحبه رادیویی معمولا در محدوده کوچکی صورت می گیرد.

۱۱.در مصاحبه پژوهشی فرصت مصاحبه شونده برای فکر کردن و پاسخ گویی بیشتر است.

۱۲.در مصاحبه پژوهشی سوالات از ساده به پیچیده می رود در مصاحبه رادیویی سوالات متناسب با برنامه پیش می رود.

۱۳.در مصاحبه پژوهشی امکان این که مصاحبه شونده پاسخ سوالی را حتی چند روز بعد هم بدهد وجود دارد.

۱۴.در مصاحبه رادیویی اغلب صداقت وجود ندارد.

۱۵. در مصاحبه پژوهشی تعیین  زمان مناسب که مصاحبه شونده فراغ بال باشد امکان پذیر است.

۱۶.امکان تنها با هم ماندن مصاحبه کننده و مصاحبه شونده در تحقیق پژوهشی بیشتر است و به سوالات راحتتر پاسخ می گویند.

منابع:    کندو کاوها وپنداشته ها          دکتر رفیع پور

           تحقیق-ماخذ شناسی            دکتر خدا دوست

            درک رادیو                             اندروکرایسل       

به نظر من هم :در مصاحبه رادیویی

۱۷. مردم دوست دارند در رسانه خود را خوب جلوه دهند وکلیشه ای صحبت می کنند.

۱۸.ممکن است تحت تاثیر مصاحبه کننده قرار گیرند از نظر معروفیت و محبوبیت او.

۱۹.ممکن است جوابها به آنها القا شود.

۲۰. ممکن است از اول مصاحبه ساختگی باشد.

۲۱. ممکن است سردبیر بخشی از مصاحبه را حذف کند یا تغییر دهد.

۲۲.مکان مصاحبه به عواملی مثل آنتن دهی وابسته است.

۲۳.زمان مصاحبه کوتاه است.

۲۴.مصاحبه در جهت هدف برنامه است.

۲۵.مصاحبه تحت تاثیر فضاسازی برنامه قرار میگیرد.

+ نوشته شده توسط مهر آسا در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 و ساعت 22:52 |
مقدمه:

به کار گیری دانش روز نقش مهمی در رفاه و آسایش انسان دارد. با یک برنامه رادیویی میتوان مردم را با کاربرد پیشرفت علمی آشنا کرد.

هدف :

آموزش نکات کاربردی علمی

نوع برنامه:ج

قالب برنامه :گزارش - کارشناسی - گفتار

طرح اولیه:جدید ترین خبرهای روز تا ۵ مورد خوانده میشود.

              یک خبر از زبان کارشناس توضیح داده می شود.و بر روی کاربرد آن تاکید می شود.

             یکی از طزح های در دست اجرا مثل سنجش سلامت کودکان مطرح و توضیح داده می شود.

             همراه با توضیح  و توجیه علمی.

             گزارش از باورهای مردم در ارتباط با یکی از موضوعات علمی تهیه و پخش می شود.

              به سوالات مردم پاسخ داده میشود.

عوامل برنامه:

تهیکننده سردبیر-مجری ۲ نفر-کارشناس هر برنامه ۲ نفر-هماهنگی۱ نفر-ارتباطات ۱ نفر-گزارشگر ۱ نفر

نام پیشنهادی: دانش زندگی 

زمان شروع برنامه:۳ تیر

+ نوشته شده توسط مهر آسا در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 و ساعت 21:43 |
 

۱. ضرورتهای پایه گذاری علم ارتباطات در ایران چه بوده است ؟

۲. هدف از پایه گذاری این علم در ایران چه بوده است ؟

۳. پایه گذاران این علم در ایران چه کسانی بوده اند؟

۴ . چگونگی آ شنایی بنیانگذاران علم ارتباطات با این رشته.

۵ .گرایش اساتید بنیانگذار این رشته چه بوده است؟

۶. دانشگاههایی که علم ارتباطات در آن تدریس می شود.

۷ . مقاطع تحصیلی این رشته.

۸ . چگونگی استقبال دانشجویان از این رشته.

۹ . چه منابعی تدریس می شده؟

۱۰. رشته تخصصی بنیانگذاران علم ارتباطات چه بوده است؟

۱۱. بنیانگذاران علم ارتباطات قبل از تاسیس رشته در کدام کشورها این علم را خواندهاند؟

۱۲ . آیا مخالفتی با این رشته در ایران بوده است؟

۱۳. از زمان ارایه طرح تا راه اندازی چقدر طول کشیده است؟

۱۴ . آیا در این روند وقفه ای پیش آمده است ؟

۱۵. چه تولیدات علمی از آن زمان تا امروز به وجود آمده است؟

۱۶ . اولین بار چند دا نشجو در این رشته درس خوانده اند؟ 

+ نوشته شده توسط مهر آسا در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 و ساعت 16:0 |
هر چه را برای خودت نگه میداری از دست میدهی هر چه را میبخشی برای همیشه نگه میداری.

 

+ نوشته شده توسط مهر آسا در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385 و ساعت 22:56 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهر آسا در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385 و ساعت 22:48 |
+ نوشته شده توسط مهر آسا در شنبه بیستم خرداد 1385 و ساعت 23:20 |
+ نوشته شده توسط مهر آسا در شنبه بیستم خرداد 1385 و ساعت 23:20 |
+ نوشته شده توسط مهر آسا در شنبه بیستم خرداد 1385 و ساعت 23:20 |
+ نوشته شده توسط مهر آسا در شنبه بیستم خرداد 1385 و ساعت 23:20 |
+ نوشته شده توسط مهر آسا در شنبه بیستم خرداد 1385 و ساعت 23:20 |
+ نوشته شده توسط مهر آسا در شنبه بیستم خرداد 1385 و ساعت 23:17 |
+ نوشته شده توسط مهر آسا در شنبه بیستم خرداد 1385 و ساعت 23:17 |
+ نوشته شده توسط مهر آسا در شنبه بیستم خرداد 1385 و ساعت 23:17 |
+ نوشته شده توسط مهر آسا در شنبه بیستم خرداد 1385 و ساعت 23:17 |
هیچ وقت دلت خواسته جای کس دیگری باشی؟

این رو بخون.

دلم میخواست شبیه "آ" باشم این در حالی بود که "آ" از من خوشش نمیامد.من راه رفتن وحرف زدن "آ" رو تقلید می کردم.

وقتی دیدم "آ" راه رفتن وحرف زدنش رو عوض کرد گیج شدم و تعجب کردم اما فهمیدم او  از "ب" تقلید می کنه البته "ب" هم از "پ"تقلید میکرد و "پ" از "ی"

تعجبم وقتی بیشتر شد که فهمیدم "ی" از من خوشش میاد وحرکات من رو تقلید میکنه!

+ نوشته شده توسط مهر آسا در شنبه بیستم خرداد 1385 و ساعت 11:29 |
چقدر دلم میخواست شبانه روز ۴۸ ساعت بود.

یادمه دو سال پیش امده بودم دانشکده کلاس کامپیوتر چشمم افتاد به دانشجویانی که با عشق وشور جوانی حرکت میکردن .توی دلم غبطه خوردم وبا حسرت گفتم کاش منم درس می خوندم .

این موضوع رو فراموش کرده بودم تا روز ثبت نام .

یک دفعه یاد این موضوع افتادم وبا خودم گفتم اگه چیزی رو از ته دل بخوای به دستش میاری.

 

+ نوشته شده توسط مهر آسا در جمعه نوزدهم خرداد 1385 و ساعت 23:24 |
چقدر برای خودت وقت میگذاری؟

از امروز فقط یک دقیقه برای خودت وقت بگذار.

 

+ نوشته شده توسط مهر آسا در جمعه نوزدهم خرداد 1385 و ساعت 23:9 |
+ نوشته شده توسط مهر آسا در جمعه نوزدهم خرداد 1385 و ساعت 19:40 |

قدیمیها گفتن اگه قراره هر روز چند قورباغه زنده رو قورت بدی اول اونو قورت بده که از همه زشتتره اونوقت مطمئنی که سخترین کار اون روز رو انجام دادی.

 

+ نوشته شده توسط مهر آسا در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 و ساعت 23:46 |
سلام

باید شصت ساله بشی تا قدر پنجاه سالگی رو بدونی

باید پنجاه ساله بشی تا قدر چهل سالگی رو بدونی

باید چهل ساله بشی تا قدر سی سالگی رو بدونی

باید....

افسوس زمانی قدر زندگی رو میدونیم که ...

+ نوشته شده توسط مهر آسا در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 و ساعت 23:8 |
+ نوشته شده توسط مهر آسا در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 و ساعت 22:30 |
 
 

روز تولد خود را وارد كنيد

روز: ماه: سال: ساعت:



مدت زماني كه از زندگي شما ميگذرد :


به ماه

به هفته

به روز

به ساعت

به دقيقه

به ثانيه

به ميلی‌ثانيه

 

تا تولد شما باقي مانده است :

 

 

Powered by Eyvay.com

 
+ نوشته شده توسط مهر آسا در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 و ساعت 23:4 |

قدیمی ها گفته اند اگر اولین کاری که باید هر روز صبح انجام دهی این باشد که قورباغه زنده ای را قورت دهی در بقیه روز خیالت راحت است که سخترین کار ممکن را انجام داده ای.

  •  
  • + نوشته شده توسط مهر آسا در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 و ساعت 22:55 |
    Image Ref: 01-23-51
    + نوشته شده توسط مهر آسا در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 و ساعت 22:10 |
    امروز همان فرداییست که دیروز به دنبالش بودید.

    + نوشته شده توسط مهر آسا در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 و ساعت 22:1 |